په نه په

په نه په

سر سفره عقد ، حاج آقا: آیا بنده وکیلم ؟
عروس: پـَـ نـَـ پـَـ متهمی !

 

رفتم لوازم یدکی میگم قالپاق داری میگه واسه ماشین میخوای میگم پ ن پ میخوام با بچه ها دور همی تخم مرغ بزنیم

 

دستمال کاغذی گرد کردم گذاشتم تو بینی م
مامان بزرگم میگه بینیت خون اومده؟
پ نه دیدم از دماغم داره هوا میاد
گفتم حتما پنچر شدم فعلا اینو رد کنم که بادم خالی نشه

 

به دختره میگم دوستت دارم میگه جدی میگی میگم پ ن پ خواستم یه خورده به خودت امید وار بشی که هنوزم امیدی هست

 

از سن ازدواجم داره میگذره
خواهرم میگه ناراحتی
پ ن پ
خیلی خوشحالم منتظرم ببینم ترشیم چجوری درمیاد!!!!!

 

دیروز رفتم کنکور بدم(سال 2که کنکور میدم)دختره دیده میگه توام اومدی کنکوربدی گفتم نه پس اومدم شوما رو بدرقه کنم.جالبیش اینجاس 2نفرم ازم پرسیدن.

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت 10:11 توسط په نه په| |

سر کلاس راهنمایی رانندگی نشسته بودم. کلاس گرم بود و همه خیس عرق شده بودند . به مسئول کلاس میگم : ببخشید خانم میشه کولر رو روشن کنید میگه :گرمه. گفتم: پـَـ نه پـَـ هممون از خجالت خیس عرق شدیم.

صبح دیرم شده به مامانم میگم :یه سیب برام بیار میگه می خای الآن بخوری؟
پ ن پ می خام کله سحری چک کنم قانون نیوتن هنوز سرجاشه یا نه!!!!!!!!!!!!!!!!!

سوسك اومده تو اتاقم با جيييييييغ و داد داداشمو صدا كردم اومده ميگه بكشمش ميگم پ ن پ صدات كردم ي عكس يادگاري ازمون بگيري!

یه شب یه یارو که نقاب زده بود با تفنگ جولوی یه دختره تو خیابون رو میگیره.دختره میگه:میخای پولامو بدزدی؟یارو میگه: پـَـ نه پـَـ اومدم بهت پیشنهاد ازدواج بدم .چون دیر وقت بود گفتم مزاحم خانواده نشم!

نصف شب ماشین خاموش شده زنگ زدم میگم بابا باطری ماشین تموم کرده روشن نمیشه. میگه یعنی خالی شده؟
پ ن پ واقعا تموم کرده دارم میبرم خاکش کنم گفتم ببینم تو هم میای؟

رفتم یه مغازه لوازم ورزشی گفتم ببخشید اقا کش دارید؟
گفت :کش ورزشی؟
گفتم :پ ن پ کش شلوار.
یکم نگام کرد خندید رفت واسم اورد.
گفتم این کش ورزشیه؟
گفت :پ ن پ کش شلواره.
دیگه هیچی کم اوردم... من برم یه بلیط واسه ورود به افق بخرم

اولی : میدونستی خیلی خری؟!
دومی : په نه په فکر کردی فقط خودت خری!!!
خدایا این هم وطنان شاد رو از ما نگیر :))

یکی تو دانشگاه ازم پرسید ورودی چندی؟ گفتم۸۵ همچین با تعجب گفت پس ترم اخری گفتم پـَـ نه پـَـ ترم اولم ولی از آخر اومدم شروع کنم

نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1392ساعت 12:4 توسط په نه په| |

رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟ گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم ,اومدم خودمو معرفی کنم!

میگه پتروس کی بود؟همونی که انگشتش رو کرد تو سوراخ سد .میگم پـَـــ نــه پـَـــ یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ یوسفش را خورد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار!

پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟ میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم. میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !

مامور سرشماری: برای روشنایی منزلتان از نیروی برق استفاده میکنید؟ من: پـَـــ نــه پـَـــ دوتا مشعلدار استخدام کردیم، شبا میان خونمون رو روشنایی میبخشن

مامور سرشماری: سرویس بهداشتی داخل منزل هست؟ من: پـَـــ نــه پـَـــ هر کی هرجا دلش خواست خودش رو ول میکنه

رفتم سرِ خاكِ مادربزرگم دارم با يه تيكه سنگ كوچولو ميزنم به سنگِ قبرش، خانومه اومده ميگه ميخواى فاتحه بخونى؟ ميگم پـَـــ نــه پـَـــ كليد نياوردم،موندم پشتِ در،منتظرم درُ باز كنه!!

 

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 18:48 توسط په نه په| |

Username یعنی نام کاربری؟ پـَـــ نــه پـَـــ یعنی اسمتو زر بزن

رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پـَـــ نــه پـَـــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم

کارتمو دادم به بلیط فروش مترو میگه شارژش کنم؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم از شارژ خورشیدی استفاده می کنم


بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش بشه نیـــــو فولدر


دارم با تلفن حرف میزنم. بابام میگه دوستت بود؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ژاک شیراک بود در مورد مناقشات اخیر خاورمیانه نظرمو میخواست


تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم


پسر همسایمون تو پارک داشت بریک دنس می کرد یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه ایشون داره میرقصه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ شربت خاکشیر خورده می خواد ته نشین نشه


با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش میکنیم


صدای خروپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می‌کنه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌!


تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ 2 نفر حساب کن خورزوخان هم هست


حالا از تاکسی پیدا شدم به راننده نیگا میکنم، میگه باقی پولتو میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم!

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 18:29 توسط په نه په| |

میگم بابا... تصمیمم رو گرفتم... می خوام زن بگیرم...
میگه میشناسیش؟ میگم آره.
میگه مجرده؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ منتظرم شوهرش رضایت نامشو امضا کنه بریم خواستگاری


دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟
میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم


یه طوطی گرفتم. فامیلمون اومده میگه طوطیه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم


داشتم تلویزیون میدیدم.
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بهد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!


دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم.
میگه شما سوال داری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری ...


به رفیقم میگم چه خوب می‌شه اگه جور شه واسه جامِ جهانی‌ بتونیم بریم برزیل، میگه بریم بازیها رو ببینیم؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیوید ویا داره خداحافظی می‌کنه، اسپانیا مهاجمِ خوب می‌خواد...!!!


میگم آقا شهید همّت کجاس؟ میگه بزرگراه شهید همّت؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خواستم خودشو پیدا کنم یه خانواده‌ای رو از نگرانی در بیارم!!!



سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون. گفتم مرسی. آقا می گه پیاده می شین؟
می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد
نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 16:35 توسط په نه په| |

سلام خوبید؟؟چی کار میکنید ؟؟خوش میگذره ؟؟ببخشید که من چند روز نبودم تو این چند روز کلی کار داشتم و سرم خیلی شلوغ بود و وقت اومدن و مطلب گذاشتن رو نداشتم واقعا معذرت میخوام .ممنونم از اون افرادی که به یاد من بودن و بهم سر زدن و حالم رو تو این چند روز پرسیدن .من تصمیم گرفتم که برای ادامه ی په نه په گویی از شما ها کمک بگیرم از این به بعد نظر هام رو از تاییدی در میارم و فعالش میکنم شما ها هم بیاید په نه په بسازید هر چی به ذهنتون میرسه بنویسید خب ؟ممنونم از همکاریتون خدافظ
نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 16:25 توسط په نه په| |

حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟ می گه حمومی ؟ می گم په نه په  اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی.میگه : در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری، آها یه چیز دیگه احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش میکنم
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 16:10 توسط په نه په| |

به بابام میگم میخوای واسه عاشورا پشت ماشینت بنویسی یا حسین؟؟؟؟؟؟ میگه:{-33-} په نه په میخوام بنویسم: یزید ازت انتظار نداشتم

مادرم واسه اولین بار ماشینم رو دیده میگه ماشین خریدی؟میگم په نه په  خره عامو اسماله سوار شدم گفته زود برگرد میخوام برم آبیاری........

سلام. سوتی خاله نرگس که شوشول فرنود رو به ماشین لباسشویی تشبیه کرد که یادتونه؟ یارو پسرشو برده ختنه کنه، پرستاره بهش میگه میخاین ختننش کنین؟ یارو میگه : په نه په ،شیلنگ تخلیه ماشین لباسشوییمون بلنده اومدیم کوتاش کنیم....

امروز وقتی خبر فوت استیو جابز منتشر شد.دوستم پرسید واقعا مرد ؟ گفتم : په نه په خواستن حال طرفداراشو بگیرن.

 بهش میگم فردا روز هوای پاکه، میگه: یعنی میخوای بگی ماشین نبرم بیرون؟؟؟؟؟؟ په نه په می خوام بگم وجداناً یه فردارو نگوز این خواسته منم به بقیه گوزوها بگو (جنبش گوزو نگوز)

بچه داره به دنيا مياد تو اتاق عمل به دستيارم ميگم چاقو رو بده! ميگه ميخواي بند ناف ببري؟؟؟ په نه په ميخوام رقص چاقو كنم از مادر بچه شاباش بگيرم.

داشتیم شطرنج بازی میکنیم ! بهش میگم کیش ! میگه یعنی باید شاهو جا به جا کنم ؟ گفتم : په نه په پاشو خودت فرار کن !!!

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 12:38 توسط په نه په| |

دوستم روزنامه دستشه میگم صفحه جدولشو بده من میگه میخوای حلش کنی؟ په نه په میخوام از رو چیدمان جدولش محوطه باغ طراحی کنم!!!!!!!

دو تا ماشین جوری به هم زده بودن که هیچی ازشون نمونده بود پلیس اومده میگه مشکلی پیش اومده!!!!گفتم: په نه په زدن به هم ببینن این استاندارد ایمنی که شرکت استاندارد جهانی میده درسته یا نه!!!!!!!!

 گوشام از شدت سرما خوردگي گرفته ميگم گوشام گرفته!ميگه از سرما خوردگيه؟ په نه په از سر و صداي محيط خسته شده داره اين جوري به خودش استراحت ميده!

هواپیما تو قلب آسمون موتورش آتیش گرفته، خلبان گفته داریم سقوط میکنیم.دوستم مگه یعنی سقوط کنیم زندگیمون تموم میشه؟ میگم: په نه په می یفتیم تو یه جزیره و سریال لاست رو میسازیم!!!!!!!!

واسه دوستم عکس ایمیل کردم زنگ زدم میگم فرستادمش واست . میگه یعنی الان تو ایمیلمه؟ په نه په  الان دم در خونتونه ولی دستش به زنگ نمیرسه درو بزن بیاد بالا!!!!!!!!

میرم داروخونه میگم پماد ضد خارش بده میگه واسه خودت میخوای؟میگم نه میگه کسی مریضه؟میگم په نه په این جوونای امروزی رو میبینی حوصله خاروندن خودشونم ندارن

نوشته شده در شنبه نهم مهر 1390ساعت 17:43 توسط په نه په| |

جلو عابر بانک صف وایساده یارو اومده میپرسه صفه؟ میگه: په نه په  ما نخودیم اینجا کاشتنمون تا سبز بشیم!

دودورودودود ایران په نه په آفریقا؟

میگه:والیباله نمیای بریم ببینیم؟؟میگم:والیباله؟ په نه په لیبالش بسته س...حالا میای؟؟!!

رفتیم فرودگاه یهو گفت دینگ دینگ دینگ بقلیم میگه الان میگه مسافرین محترم پـَــروازه 125 سوار شن په نه په  میگه خلبانه محترم در دست رس نمیباشد لطفآ بعدآ سوار شوید

کوچه تنگه بله عروس قشنگه بله په نه په  بفرما کوچه اتوبانه عروسم عجوزه س دیگه...

نشستم پاي سجاده دارم دعا ميخونم مامانم ميگه داري ذكر ميگي؟په نه په  دارم با خدا ليست گناهامو چك ميكنم كه چيزي كم و كسر نباشه!

رفتم بقالی میگم آقا یه شیشه آب بدین لطفا، میگه : آب معدنی؟ گفتم: په نه په  آب فاضلاب، می خوام چرخه ٔ بازیافت رو توی دهانم انجام بدم.

بهش میگم:سعید موتور نو مبارک..میگه:بچه ها بهت گفتن؟میگم:په نه په دیروز داشتم چی توز میخوردم عکس تو وموتورتو روش زده بودن..:D

 

نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 20:21 توسط په نه په| |

تو حیاط نشستم یه گربه رو بغل کردم خواهرم میگه امیر این گربه هست ؟میگم په نه په این قبلا ببر بوده الان معتاد شده منم دارم ترکش میدم

با دوستم تو ماشین داریم با سرعت میریم پلیس جلوی مارو گرفته ،دوستم میگه میخواد جریمه کنه؟میگم په نه په  میخواد دعوت کنه تو برنامه سفر بخیر ازمون تشکر کنه

رفتم فروشگاه میگم خوراک سگ دارین؟؟ دختر میگه واسه سگتون میخواین؟؟؟ په نه په واسه بابای پدر سگت میگم

گزارش گر صدا و سیما در حال تهیه گزارش از وضعت کار و اشتغال جوانان… سلام شمااز وضعیت کاری جوانان راضی هستین؟؟ بله… -خودتون کجا کار می‌کنید؟؟ …- تو گاوداری..!!! - کارگر هستین؟؟؟ په نه په گـاویم…لباس کارگر پوشیدیم میخوایم از بیمه بیکاری استفاده کنیم

به استاد ميگم لطفا كمكم كنيد دارم مشروط ميشم ميگه نمره ميخواي گفتم په نه په نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاكي كه بايد بريزم تو سرم ميخوام

زنگ زدم ميگم مامان بيا منو گرفتن... ميگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟ ميگم په نه په  مرکز نخبگان ايران

رفتم دکتر ميگم:دو روزه بدنم خيلي درد ميکنه! بعد از 10 دقيقه معاينه ميگه: ميخواي واست دارو بنويسم؟! په نه په  ميخواي واسم دعا کن تا خوب بشم!!!!

گویند شیخی در حال موعظه با مریدان خویش بود.ناگاه یکی از مریدان دست خود را بالا برد شیخ فرمود مریدا سوالی داشتی؟گفت په نه په آِی لاو یو پی ام سی....مریدان خنده ها بکردند و نعره ها بزدند

نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 16:37 توسط په نه په| |

رفتم مغازه میگم سیم هدفونی که ازت خریدم کوتاهه!!! میگه یعنی یه سیم بلندتر بدم؟؟؟؟ په نه په lorger box بده خودم ردیفش می کنم!!!!!!

رفتم باغ وحش از نگهبانه میپرسم ببخشید آقا قفس شیرا کجاست ؟ میگه بازدید کننده ای ؟ په نه په نه از اقوامشون هستم اینورا کاری داشتم گفتم سری بهشون بزنم

3000 ميليارد اختلاس شده ميگه يعني اين همه پولو دزديدن {-10-} ميگم په نه په بردن بين مردم فقير دنيا تقسيمش كنن

ما تو محل کار یه آقا داریم (تو بخش تدارکات) هر روز به روی یه قبله نماز می خونه!!! همکارم میگه  یعنی حواسش نیست؟؟؟؟ په نه په چون زمین میچرخه اینم قبله رو میچرخونه!!!!!!!!

زنگ زده میگه انتخاب واحده نمیای دانشگاه؟؟؟ میگم این ترم مرخصیم!!!! میگه کار داری که مرخصی گرفتی؟؟؟؟؟ په نه په  این ترم به عنوان استاد فعالیت می کنم!!!!!!!!

ازم میپرسه: اگه یه موقعیت بهتری برات جور شه منو ول میکنی؟ میگم: په نه په لگد به بختم میزنم بات میمونم تا تو یه موقعیت بهتر برات جور شه منو بپیچونی

نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 10:5 توسط په نه په| |

مژه رفته تو چشم.با دست بازش كردم بردم جلوي صورت رفيقم.ميگه فوت كنم؟گفتم په نه په يه چيز جديد تو بدنم كشف كردم اسمش چشمه.خواستم در جريان باشي از نزديك ببيني!!!

موکلم رو به جرم ورود به اماکن ممنوعه نظامی گرفتن!گفتم اقای قاضی جرم ناقصه داخل نرفته پس مجازات نداره گفت په نه په میخواستی بذاریمش بره داخل پذیرایی کنیم ازش تا شما راضی باشید

به استاد میگم:استاد یه نمره دیگه بدی میشم بیست.میگه:یعنی نمره بدم بهت؟گفتم: په نه په خواستم بگم نمیخواد بدی چون نمره ی بیست کلاسو نمیخوام ...

داداشم رفته گوشی خریده زنگ زده بهم میگه دارم گوشی رو امتحان میکنم صدا صاف میاد؟! میگم په نه په صدات کج متمایل به چپ با زاویه 45 درجه میاد

دستمال کاغذی گرد کردم گذاشتم تو بینیم مامان بزرگم میگه بینیت خون اومده؟ په نه په دیدم از دماغم داره هوا میاد. گفتم حتما پنچر شدم فعلا اینو رد کنم که بادم خالی نشه

به یه آغایی گفتم این ماشینت ژیانه ؟گفت په نه په کمریه ، چون حیاتمون کوچیک بود کانورتش کردم جا بشه !!!{-28-}

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 17:6 توسط په نه په| |

از بانك زنگ زدن خونمون ...ميگه شما يک باب خانه در نیاوران به مساحت 450 مترمفید، سونا استخر جکوزی و پکیج، با دید بسیار عالی... ميگم يعني زنگ زدين بگين من برنده شدم ؟ ميگه: په نه په زنگ زديم بگيم اينا به خدا خوشبختي نمياره برو سر خونه زندگيت

به مامانم میگم قوری کجاست؟ میگه میخوای چای بخوری؟! په نه په  میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!

به دوستم میگم اون شلوار جینه که هفته پیش باهم رفتیم خریدیم سرزانوش پاره شد. میگه باهاش خوردی زمین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟{-18-}{-7-} په نه په  نیس زانوم تازه دندون در آورده هرچی دم دستش میرسه داغون میکنه

بابام ميگه :از خدا میخوام موانع رو از سر راهت برداره... ميگم يعني ميخواي تو زندگي موفق باشم؟ ميگه : په نه په اينو ميگم چون خر نمیتونه مثله اسب از روی موانع بپره

برا اتاقم مهتابی خریدم دوستم دیده میگه مهتابی خریدی؟! میگم په نه په لامپ کم مصرف ساید بای سایده!!!!!!

دارم از شرکت میام بیروون میگم خداحافظ . میگه داری میری ؟ په نه په  یه دفه یادم افتاد یاد خدا بندازم که حفظت کنه

تو پارک داشتیم آب میپاشیدیم رو هم پسره گفت رو من آب میریزی؟ گفتم{-18-} په نه په  رو قبر ننه خدابیامرزت آب میریزم

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 12:20 توسط په نه په| |

به دوستم میگم یه ذره حجابتو درست کن … میگیرن ! میگه کی ؟ پلیسا ؟ په نه په دست اندرکاران شبکه فشن تی وی !

رفتم پرنده فروشی میگم آقا قناری‌های نر و مادتون کدومان ؟ میگه میخوای بخری ؟ په نه په مامور منکراتم اومدم ببینم قفسشون یه وقت مختلط نباشه

یارو زنگ زده خونه ما میگه اداره ثبت احوال؟ میگم نخیر. میگه ااااا اشتباه گرفتم؟ په نه په شما درست گرفتی من اشتباه ورداشتم !

پام رفته تو چاله وسط خیابون با مغز پهن شدم رو زمین اومدن دورمو گرفتن میگن خوردی زمین؟! په نه په  دارم سجده شکر به جا میارم

رفتم از قسمت قفسه باز کتابخونه ۲ تا کتاب برداشتم آوردم گذاشتم جلوی مسئولش که وارد حسابم کنه؛ میگه: میخوای ببریشون؟ په نه په اومدم کتابارو بهت توصیه کنم بخونی، میانگین ساعت مطالعه تو مملکت بره بالا

زنگ زدم ۱۱۵، میگه آمبولانس میخواین قربان؟ په نه په یه پلیس ۱۱۰ میخوام. بقیش هم آدامس بدین!

نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 8:22 توسط په نه په| |

رفتم دندونپزشکی به دکتره میگم آقای دکتر این دندون عقلم کج دراومده. اومدم حسابشو برسی! دکتره میگه یعنی میگی بکشمش؟! په نه په گفتم دکتری … یکم نصیحتش کنی بلکه به راه راست هدایت شه

رفتم به همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟ میگه می خوای غذا درست کنی؟ په نه په می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره

قرص پشه گرفتم. داداشم میگه باید بزارم تو دستگاه؟ په نه په صبح، ظهر، شب با یه لیوان آب بده به پشه‌ها سر یک ماه حالشون خوب میشه !

رفتم سوپر مارکت میگم یه نوشابه بزرگ بده. میگه یعنی خانوادگی باشه ؟!په نه په مجردم بود اشکالی نداره. فقط محجوب باشه و اهل نماز و روزه

داشتم یه گربه رو تو سبد می بردم صدای میو میوش کل خیابون رو برداشته بود … دختره میگه گربس؟! په نه په نهنگه اختلال ژنیتیکی پیدا کرده

با دوستم رفتیم بام تهران. یه یارو تو بانجی جامپینگ داشت بالا پایین میرفت … دوستم میگه اگه این کش پاره بشه می خوره زمین داغون می شه؟ په نه په می خوره زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره …

داریم راز بقا میبینیم … پرنده داره تخم میذاره … دوستم میگه تخم گذاشت؟ په نه په  جیش کرد به صورت بسته بندی شده !

 

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 11:28 توسط په نه په| |

بچه آجيم ميخواد بره پفك بخره ...بهش ميگم اين پوله وسطش سوراخه قبول نميكنه...ميگه وسطش سوراخه؟ ميگم: په نه په وسطش گوشه نداره

به داداشم ميگم شب عروسي به خانومت ابراز عشقو اين چيزا ميكني؟ ميگه: په نه په بهش ميگم خونوادت خبر دارن اينجايي؟

رفتم خاستگاری بابای دختره میگه خونه داری؟ گفتم : په نه په رفیقام گفتن تو دخترشو بیار خونه از ما.

از خواب بیدار شدم بابام اومده میگه بیدار شدی ؟ په نه په خوابم خودمو زدم به بیداری !

به داداشم میگم برو عصای آقاجون رو بیار؛ میگه آقاجون میخواد بره مگه؟ په نه په میخواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه

پایان نامم تموم شده زنگ زدم به استاد میگه میخوای دفاع کنی؟ په نه په میخوام حمله کنم

توی اخبار بانوان با مربی بدمینتون بانوان مصاحبه می کرد می گفت امسال مقامی هم آوردین؟ جواب داد اگه منظورتون اول تا سومه نه! په نه په منظورش مقام هفتاد و چهارمه که از هفتاد و پنج کشور کسب کردین!

قورمه سبزی آوردند سر میز، دوستم می پرسه قرمه سبزیه؟ په نه په کوکو سبزیه آبشو زیاد کردن کم نیاد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 11:16 توسط په نه په| |

ساعت 10 شب به مامانم میگم من دارم با بچه ها میرم بیرون.میگه الان؟په نه په  برنامه چیدیم واسه سال دیگه گفتم که در جریان باشی.

داشتیم توی خیابون با دوست دخترم قدم میزدیم پلیسه اومده میگه شما با هم دوستین؟گفتم په نه په من بابا بزرگ ایشونم.گفت به به اهل فیس بوکم که هستی.برو بالا.....برو تو ماشین.....گفتم میخوای ببریم مفاسد؟گفت په نه په میخوایم ببریمت یه دوتا دوست دختر خوبم واسه ما جور کنی.

اولین چیزی که بهش دلبستم توبودی،آروم وقرارنداشتم.. گریه میکردم.. تورومیخواستم. میدونستم تونباشی نمیخوابم.. با ناز ميگه منظورت منم {-18-} په نه په  پستونكه

لباس کار پوشیدم دارم میرم سر کار یارو میگه کارگری؟ په نه په استاد دانشگاه آکسفوردم با لباس مبدل اومدم یه چرخی بزنم.

بهشم ميگم تو نفس مني خيلي خوشحال شد گفت يعني خيلي دوستم داري گفتم {-41-} په نه په  ميخواستم بگم تو دماغ من چيكار ميكني{-18-}

به دختره شماره دادم میگه شمارته ؟؟؟؟؟میگم په نه په  کدپستی خونمون هست خواستی نامه بده

بهش ميگم قلب دخترامثل قبرستونه هرکی اونجا پا میذاره دیگه نمیتونه برگرده{-7-}{-7-}ميگه په نه په  مي خواستي مثل قلب پسرا هتل ۵ستاره باشه كه معلوم نیست کی میاد کی میره

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 10:59 توسط په نه په| |

رفتیم رستوران به گارسونه میگم:آقا منو رو میدی؟ میگه: میخواید غذا سفارش بدید!!!؟ میگم: په نه په  از طرف شرکت زمزم اومدم تا به منو یه نگاهی بندازم تا ببینم اگه کوکا کولا میفروشین رستورانو رو سرتون خراب کنم

دختره داره فیلم میبینه دوستش میگه:من عاشقه رادانم. دوستش میگه:کی؟بهرام؟ دختره میگه: په نه په  سردار

رفتم ساعت فروشی طرف میگه ساعت میخوای؟میگم په نه په  اومدم کاسه توالت با برند تیسوت ازتون بخرم.

یارو گشت ارشادیه اومده دختره رو بگیره.... دختره میگه: میخوای منو بگیری؟ پلیسه گفت: په نه په  میخوام بهت شماره بدم!!! دختره گفت:بریم تو کوچه..اینجا تابلویه!!!

tvداره مسابقات رالی رو نشون میده یهو یه ماشینه منحرف شد کنار پیست خواهرم میگـــــه وای کنترل از دستش خارج شد؟!میگم په نه په  زد بغل یه دوتا مسافر سوار کنه

به یارو میگم کارگرمون از طبقه ششم افتاد تو چاه آسانسور...میگه مرد؟؟؟ په نه په ـ پاشد خودشو تکوند رفت پرش از طبقه هفتمو امتحان کنه

کلاغ اولی : غار کلاغ دومی : غار ؟؟؟ کلاغ اولی : په نه په هتل 5 ستاره

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 17:41 توسط په نه په| |

بچه به مادرش: مامان اون خانمه چرا شيكمش گنده ست؟ مامان به بچه: آخه تو شيكمش بچه داره. بچه به مامان: يعني حامله ست؟ مامان به بچه: په نه په  بچه رو خورده منتظره هضم بشه!

آب خونه قطع شده بود. بعد که وصل شد یه آب زرد از شیر میومد. می پرسه : زنگ لوله هاست؟ میگم په نه په سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته... !

رفته بودم فن برای کارت گرافیک بخرم، صاحب فروشگاه گفت فن برای کارت گرافیک میخواهید؟ گفتم:په نه په  برای تهویه دستشوییمون میخوام.

نشستم رو مبل شکمم داره قار و قور میکنه خواهرم میگه گرسنته میگم په نه په دارم با مردم سومالی همدردی میکنم

داریم اسباب کشی میکنیم همسایمون میگه اسباب کشی میکنی؟میگم بهش په نه په جهزیه مامان بزرگمه دارم واسش می برم

لپ تاپ خریدم دوستم میگه امیر لپ تاپه ؟؟؟میگم په نه په صفحه کلید و مانیتور همسایمون ازدواج کردن ،بچشون ناقص به دنیا اومده داده دست من

دیشب به آسمون نگاه میکردم خواهرم میگه ستاره هانگاه میکنی میگم په نه په ـ دارم دنبال ماهواره امید میگردم ببینم سالمه

تو خیابون راه میرفتیم یه دختره افتاد تو جوب بهش گفتم افتادی میگه په نه په دارم شنا یاد میگیرم

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 8:45 توسط په نه په| |

سر جلسه امتحان به دختره ميگم سواله 8 چي ميشه؟ميگه تقلب ميخواي؟
ميگم په نه په  ميخوام ببينم سطح علميت درچه حد با خانواده بيايم خواستگاريت

داشتيم خيلى شنگول تو خيابون قدم ميزديم كه يهو صداى ترمز شديدى اومدو دوتا پا كه يكى عمودى يكى افقى رو هوا بود...
خلاصه ملت جمع شدن بالاسر يارو كه در اين هنگام راننده پياده شد و در كمال خونسردى گفت: آقا چيزيتون شد؟
يارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حاليكه به سختى نفس ميكشيد گفت:په نه په خودمو انداختم زمين از داور پنالتى بگيرم!
راننده گفت: نمكدون منظورم اينه كه ميخواى زنگ بزنم اورژانس؟
يارو گفت: په نه په  زنگ بزن برنامه نود عادل اينا كارشناسى كنن صحنه پنالتى بود يا نه....

صبح پاشدم به زور، دارم لباس ميپوشم، بابام ميگه كلاس داري؟! ميگم په نه په نگران لباسم شدم پاشدم ببينم هنوز اندازمه يا نه

به دوستم ميگم يه ذره حجابتو درست كن ... ميگيرن !ميگه كي ؟ پليس ؟
میگم :په نه په دست اندركاران شبكه فشن تي وي

رفتم به همسايه مون مي گم تخم مرغ داري؟مي گه مي خواي غذا درست كني؟
په نه په مي خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسي داره

 مامانم تلفن زده ميگه زود بيا خونه اين مانتو رو بگير ببر براي مامان‌ بزرگت گفتم کجاست؟خونست؟؟؟ مي‌گه په نه په گشت ارشاد گرفتتش تو کلانتري محله!

ميرم بستني فروشي ياروميگه يستني ميخواي؟
ميگم په ميگه کوفت په نه په ما هم بستني داريم هم فالوده!!

ميرم سينما برا ديدن فيلم جلو گيشه بليط فروشي يارو بليط فروشه ميپرسه بليط مي خواي ؟گفتم په نه په  امدم ببينم چطوري از اين سوراخ رفتي اون تو بليط بفروشي ....!!!

رفتم مغازه ميگم CD داريد؟ ميگه خام؟ په نه په تنوري باشه با قارچ و پنير

  ميگه شما تو خونه همش سه تا بچه اين؟؟؟
گفتم: په نه په بابام مارو نمونه زده تو اين سال جهاد اقتصادي اگه مقرون به صرفه بوديم ايشالله خط توليد انبوه رو راه اندازي بکنه

 

نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 11:24 توسط په نه په| |

به دوستم میگم من بلال خیلی دوست دارم میگه :بلال شیری ؟میگم :په نه په بلال حبشی

به رفیقم میگم من هندونه دارم میای بخوریم ؟میگه من اسهال دارم .میگم:په واست خوب نیست بخوری.میگه :چی هندونه ؟میگم په نه په اسهالت

به مامانم میگم من از این پسره خوشم اومده میگه میخوای باهاش ازدواج کنی ؟میگم په نه په میخوام بذارمش تو کلکسیونم

زنگ زدم آتش نشانی .آتش نشانه میگه :جایی آتیش گرفته ؟میگم په نه په دستم تو دماغم گیر کرده زنگ زدم بیای درش بیاری

به دوست اصفهانیم سیب دادم میگه :کالسکه .میگم :په نه په گاریسکه

به دوستم زنگ زدم ميگم ماشينم روشن نميشه ميگه استارت ميزني روشن نميشه؟ميگم په نه په وقتي ازش خواهش ميكنم روشن نميشه

کلاغه به روباهه ميگه:گفتي آواز بخون که پنير از دهنم بيافته؟روباهه ميگه:په نه په مي خواستم واسه آکادمي موسيقي گوگوش ازت تست بگيرم

زنگ زدم به دوست دختر دوستم فوت ميكنم ميگه مزاحمي؟ميگم په نه په  نسل جديد كولرهاي ال جي هستم با دو سيم كارت مجزا

شمع هاي ماشينم سوخته,رفتم تعميرگاه...ميپرسه عوضشون کنم؟به نه یه  فوتشون کن تا صد سال زنده باشي

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 10:13 توسط په نه په| |

سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید!، میگه پیاده میشی؟ پـَـــ نــه پـَـــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم!

ميگم: عكس ات رو بده بينيم....ميگه:...عكس جديد ام رو مي خواي؟؟؟؟...ميگم... پـَـــ نــه پـَـــ ....عكس سونوگرافيت رو زماني كه ماميت تو رو به دنيا اورده مي خوام

 

گرسنه ام بود در يخچال رو باز كردم ي كوفتي پيدا كنم بخورم مامي ميگه....گرسنه ات!!!! در يخچال رو باز كردي ؟؟؟؟...ميگم.... پـَـــ نــه پـَـــ موزه لوور فرانسه اس دارم از ديدارشون لذت مي برم

لباسمو پوشیدم دارم میرم بیرون به مامانم میگم کاری نداری؟؟میگه :داری میری بیرون ؟؟میگم په نه په دارم شو لباس اجرا میکنم

با دوستم رفتیم یه مغازه ی شلوغ که داره عسل طبیعی میفروشه .نوبت ما که میشه طرف میگه عسل میخواید ؟؟؟؟میگم :په نه په ما زنبور عسلیم اومدیم استخدام شیم

میگم جای سمنو حنا خوردم .میگه :حالت بده ؟؟میگم :په نه په تو رودم حنا بندونه تو معدم بله برون

 

 

نوشته شده در جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 16:35 توسط په نه په| |

ساک به دست و صورتم پر از عرق اومدم خونه. مامانم میگه باشگاه بودی؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ عروسی دوستم بودم. چهره مامانم عوض شد. گفتم ناراحت شدی؟ گفت پـَـــ نــه پـَـــ از خوشحالی تو پوست خودم نمی گنجم.

رو در اتاقم علامت « ورود ممنوع » زدم. رفیقم اومده تو، میگه اینو زدی که کسی نیاد تووو؟ پـَـــ نــه پـَـــ زدم که کسی جلو در پارک نکنه ... !

بسته سیگارمو گرفته که از توش سیگار برداره ... میگه اِ اِ اِ همین یه نخه ؟ پـَـــ نــه پـَـــ این یه دونه چشم گذاشته، بقیه رفتن قایم شدن !

به يارو راننده ميگم..آقا اگه ميشه يكم سريعتر..الان هواپيما ميپره...ميگه..به سلامتي مسافرين؟.... گفتم پـَـــ نــه پـَـــ فندك هواپيما ديشب دستم جامونده....ميرم بدم به رانندش

رفتم بالاي برج ميخواستم خودمو بندازم پايين يارو ميگه ميخواي خودکشي کني؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ اومدم ببينم سرعت صفر تا صدم از اين بالا تا پايين چقدر ميشه، بجاي پروژه بدم دانشگاه

تو تاکسی به راننده می‌گم آقا نگه دار. می‌گه پیاده می‌شی؟ می‌گم بله، پیاده می‌شم. [ ستاد مبارزه با فتنۀ پـَـــ نــه پـَـــ - ]

لپ تاپم رو بردم نمایندگیش می گم ضربه خورده کار نمیکنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!!{-22-} پـَـــ نــه پـَـــ بی محلی کردم یکم، ضربه روحـــی خورده!

به یه بنده خدایی می گن داروخونه کجاست ؟ میگه مریض داری ؟ میگه پـَـــ نــه پـَـــ مرض دارم که آدرس می پرسم

پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه اااا می خوای بکشیش؟! پـَـــ نــه پـَـــ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 8:59 توسط په نه په| |

دارم تو حیاط ماشین میشورم میاد میگه اه ماشین میشوری؟ پـَـــ نــه پـَـــ پسر داییمه تازه به دنیا اومده دادنش به من تا حمومش کنم

بچه داداشمو بردم خريد، به يارو ميگم بلوزشلوار ميخواستم. ميگه واسه اين كوچولو؟ پـَـــ نــه پـَـــ واسه خودم به اين گندگي. اگه پوشك ما بي بي هم داري بده خجالت نكش

تو گرما رفتم بالا پشت بوم آنتن تلويزيونو درست كنم داد ميزنم صاف شد؟؟؟ ميگن چي صاف شد؟ تلويزيون؟ پـَـــ نــه پـَـــ خواستم ببينم قلباي نازتونو تو اين ماه رمضوني از كينه و كدورت صاف و زلال شده يا نه

رفتم بانك 10تومن از حسابم بردارم يارو ميگه تراول بدم؟ پـَـــ نــه پـَـــ پول خورده بده همشو با خاور بابام ميام ميبرمشون

تو كوچه يه بچه كوچولوي ناز ديدم گفتم سلام عمو جون. گفت پـَـــ نــه پـَـــ خنديدم گفتم پ ن پ چي؟ گفت بيا جلو. تا رفتم جلو با سنگ زد تو سرم در رفت

رفتم سيگار بخرم ميگم اسي داريد؟ ميگه سيگار اسي؟ پـَـــ نــه پـَـــ دنبال برده ميگردم گفتم بيام اين اسماعيل شاگردتو بخرم

اگه شب عيد فطر تو فيس بوك باشيم بازم فطريه مونو بايد بابامون بده؟ پـَـــ نــه پـَـــ ميوفته گردن مارك زاكربرگ

رفتم واسه ازدواجم آزمايش اعتياد بدم، بغل دستيم ميگه شما هم واسه آزمايش اعتياد اومدين؟ پـَـــ نــه پـَـــ من حامله م اومدم ببينم بچه م دختره يا پسر

رفتم لباس زير بخرم ميگم لباس زير دارين؟ ميگه شورتو اين چيزا؟ پـَـــ نــه پـَـــ خل شدم ميخوام پليورو كاپشنو زير تنم كنم

رفتيم خواستگاري، باباي دختره منو نشون ميده از بابام ميپرسه آقاپسرتون ايشونن؟ پـَـــ نــه پـَـــ من طوطي خونگيشونم، كت شلوار تنم كردم دلقك بازي در بيارم مجلسو گرم كنم

نصفه شب رسيدم خونه برقا رو روشن نكردم كه كسي بيدار نشه يهو بابام يه كفش پرت كرد كه با پاشنه خورد تو سرم. برقو روشن كرده ميگه سهراب تويي؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ من گربه سياهه سر كوچه ام كه واسه شيرين كاري دارم رو پاهام راه ميرم

حضرت آدم زنگ آيفونو ميزنه، حوا ميگه آدي جون تويي؟ آدم ميگه پـَـــ نــه پـَـــ مهمون داريم از شهرستان. آخه آي كيو به جز منو تو كي اينجاس؟؟؟

به خودم میگم چرا گروه انقد خلوت بعد به خود میگم: پـَـــ نــه پـَـــ می خواستی تو این هیری ویری بیان واست برن قیری ویری باز گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بشین کنجه خونه غم جونشونو بغل کنن بعد دوباره گفتم پـَـــ نــه پـَـــ پـَـــ نــه پـَـــ بسه دیگه حالا پستش خیلی قشنگه ادامه میده.والا.

رفتم دفترچه كنكور بخرم يارو ميگه مجاز شدي؟ پـَـــ نــه پـَـــ مجاز نشدم مغزم تاب برداشته اومدم دفترچه بخرم تا با اونايي كه مجاز شدن همذات پنداري كنم

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 10:18 توسط په نه په| |

رفتم دندون پزشكي ميگم ميخوام جرمگيري كنم ؟ منشي دكتر ميگه دندوناتون رو؟ ميگم پـَـــ نــه پـَـــ يه سماور و كتري دارم خيلي جرم دارن.اونا رو آوردم

دوستم میگه چرا انقدر غذات کم شده ؟ میگم : تو رژیمم ... میگه رژیم لاغری ؟! ... پـَـــ نــه پـَـــ رژیم صهیونیستی

به خانمم ميگم انگار ما با هم توافق اخلاقي نداريم .ميگه يعني ميخاي طلاق بگيريم از هم ؟ميگم پـَـــ نــه پـَـــ بشينيم پاي درسهاي اخلاق شبكه آموزش بلكه ارشاد شديم

يارو ميگه وسه اين لطيفه هائي كه برا سايت پ نه پ ميفرستي بهت پول ميدن؟ ميگم پـَـــ نــه پـَـــ دارم زير بال راست و چپم دو نفر رو پرزنت ميكنم تا ميلياردر ميشم

یکی ار رفقا که ارشد قبول شده بود تعریف میکرد میگفت رفتم مهمونی یکی از اقوام پرسیده :تو ارشد قبول شدی؟ گفتم :آره گفته : یعنی لیسانستو گرفتی؟ گفتم : پـَـــ نــه پـَـــ گذاشتم لیسانس و ارشد و دکترا رو با هم یه جا بگیرم سورپرایزتون کنم!!!

با همكاران اداري نشستيم توي جلسه اداري و كلي داريم با هم بحث و جدل كاري ميكنيم يارو در اتاق جلسه رو وا كرده ميگه ببخشيد جلسه هست؟ميگم پـَـــ نــه پـَـــ دلمون وسه هم تنگ شده نشستم داريم گل ميگيم گل ميشنويم

میگم آقای قاضی من دیگه نمیتونم با این زن زندگی کنم ! میگه یعنی میخوای طلاقش بدی ؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ خواستم شما که تو کاره ازدواجو طلاقی اینو با یه خوبش واسم عوض کنی

بهش میگم نیشتو ببند میگه:منظورت فکمه!!!؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ چون در وجود تو خوی ماری هست گفتم نیشتو ببری تو دهنت تا یه وقت خطرناک نباشی{-7-}

بعد از كلي التماس و خواهش بالاخره موفق شدم موافقت مديرمون رو وسه گرفت دويست هزار تومن وام جلب كنم رفتم امور مالي كه چك رو بگيرم يارو ميگه تو هم وام ميخواي ؟ ميگم پـَـــ نــه پـَـــ اومدم ببينم نحوه نوشتن چك چطوريه ياد بگيرم

سر جلسه امتحان می گم استاد چقد دیگه وقت داریم؟ میگه تا آخر امتحان؟ پـَـــ نــه پـَـــ تا ظهور آقا امام زمان

به دوستم میگم شمارتو بده میگه شماره تلفونمو گفتم پـَـــ نــه پـَـــ شماره کفشتو بده میخوام واست کفش بخرم

رفتم سوپري محلمون به فروشنده ميگم آقا شير دارين؟ ميگه شير يارانه اي ؟ ميگم پـَـــ نــه پـَـــ شير باغ وحش يا شير آب فرق زيادي نميكنه

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 12:46 توسط په نه په| |

رفتم عکاسی.عکاسه گفت اومدی عکس بندازی؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ اومدم ببینم دوربنتون دیجیتالیه یانه

{-28-}به بیمارم میگم این قرصا رو 3 بار در روز بخور میگه یعنی هر 8ساعت یکی بخورم میگم پـَـــ نــه پـَـــ هر یه ساعت 8تا بخور

رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تارف می کنم، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پـَـَـ نَ پـَـَـــ م خدا بیامرز هوگو مدینا {-7-}زنده شده داریم جشن می گیریم!

دوست قدیمیم بعد چندسال دیدم بهش میگم چی میخونی؟ میگه یعنی رشتم چیه؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ ماکارونیت چیه؟

حكم ماموریت نوشتم، میگه می خوای بری ماموریت؟ میگم: پـَـــ نــه پـَـــ می خوام میزان آمادگی وزارتخونه رو در تهیه بلیط هواپیما بسنجم!

رادان: آب‌بازی ممنوع است. پـَـــ نــه پـَـــ اسیدپاشی ممنوع است؟ آب بازی ممنوع است دیگه!

با سهراب داشتیم تو خیابون می چرخیدیم ازش پرسیدم این تابلو چیه؟گفت عبور دوچرخه ممنوع. گفتم این دوچرخه است؟ گفت پـَـَـ نــه پـَـَـــ تانکه. گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـــ و مرض! هنوز فرق دوچرخه با موتورگازی را نمیدونی؟

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه… اومده میگه… روزنامه میخونی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم {-7-}

زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن... میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟ میگم پـَــــــ نَ پـَــــ مرکز نخبگان ایران {-7-}

سرشو گذاشته رو شونه م توی چشام عاشقونه نگاه میكنه ازم میپرسه ببوسمت؟ پـَـــ نــه پـَـــ تف كن تو صورتم{-7-}

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 18:29 توسط په نه په| |

ماشین رو بردم کارواش.یارو میگه می خوای بشوری؟میگم{-11-} پـَـــ نــه پـَـــ ماشین رو آوردم اینجا آب ببینه یکم دلش باز شه.

از امین میپرسم این 3 تا دختر تو خارج از کشورن؟میگه: پـَـــ نــه پـَـــ تو ایرانن چشم گشت ارشاد رو دور دیدن این جوری اومدن بیرون.

رفتیم خون بدم دختره میگه میخوای خون بدی ؟؟؟ میگم پــ نـ پــ من خون اشامم اومدم یه بسته خون بگیرم شب با بچه ها در هم خوش بگذره

دارم پشت سیستو کار انجام می دم یارو میگه داری با سیستم کار می کنی.می گم پـَـــ نــه پـَـــ سیستم داره با من کار می کنه الان خیره شدم داره درایوره گرافیکمو نصب می کنه {-33-}

تو پاسگاه دستبند به دست ديدم، ميگه گرفتنت؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ با يه پليسه نامزد كردم، حلقه نداشت دستم كنه به جاش دستبند داده بهم {-7-}

خواهرم میگه بیا باهم بریم خرید بعد از خرید پاکت هارو دادن دست من{-9-}میگم منو واسه بارکشی میخواستی؟میگه پـَـــ نــه پـَـــ خیلی معروفی گفتم بیای دنبالم هرکی تورو میبینه یه تخفیف حسابی بهم میده{-7-}

ميگه حضرت موسي با عصا زد كه دريا شكاف برداشت؟ پـَـــ نــه پـَـــ اينقدر با جت اسكي يه مسيرو رفتو اومد كه دريا شكاف برداشت

دارم از دادشم سوال مي پرسم ميگه جواب بدم پـَـــ نــه پـَـــ خوب گوش كن ببين اگه غلط مي خونم بهم بگو درستش كنم

به مامانم میگم :دارم میرم بیرون چیزی نمی خوای؟میگه :داری میری خرید؟میگم: پـَـــ نــه پـَـــ دارم میرم سازمان آمار،لیست چیز هایی رو که نداریم بدم

 

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 11:58 توسط په نه په| |

دارم نامه تايپ مي کنم همکارم ميپرسه داري تايپ ميکني مي گم پ ن پ انگشتامو روغنکاري کردم دارم تکونشون ميدم تا نرم بشه

دوستم یه چایی اورد چاییو برداشتم گفتم به به دیگه وقتشه ...گفت وقت ازدواج ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ وقت برداشتن قند از قنددون....

یارو رتبه 1 رشته ریاضی رو آورده دوستم میگه مثل اینکه خیلی خونده نه؟؟؟؟؟؟؟؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ فرزند 12 تا شهید بوده از سهمیش استفاده کرده حتما

دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم . ميگه شما سوال داري؟ پـَـــ نــه پـَـــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگيري

رفتم بانک پول بگيرم کارمنده ميگه پول رو ميبرين؟ پـَـــ نــه پـَـــ ميخوام وايسم اينجا هر کس رقصيد بريزم رو سرش شاباش بدم

داریم میریم فرودگاه به راننده میگم میشه تند تر بری میگه دیریتون شده میگم پـَـــ نــه پـَـــ میخوام زودتر برسم واسه هواپیماها دیگه دست تکون بدم

رفتم صندلي بخرم واسه کامپيوتر يارو گفت : راحت باشه؟ پـَـــ نــه پـَـــ خار داشته باشه

کمرم درد مي کنه يه پارچه بستم بهش. داداشم ميگه کمرت درد مي کنه؟ پـَـــ نــه پـَـــ مي خوام اداي داداش کايکو رو در بيارم.

رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم


يارو عکسمو ديده ميگه:اااا دماغ خودته اين؟
پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بيني به بيني، نسل به نسل منتقل شده الان رسيده به من!!!!


با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم


تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه


زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه


صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا برم دسشویی


ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم


ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته


برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ
اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم


تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!

بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم.
پـَـَـ نــه پـَـَــ. نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم

نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 12:54 توسط په نه په| |

داشتم فوتبال نگاه میکردم که تیم اندونزی یه گل زد به ایران از داداشم پرسیدم گل بود که یه دفعه فردوسی پور که بازیو گزارش میکرد برگشت گفت پـَـــ نــه پـَـــ میوه بود دیگه گل نیست... مگه کوری بچه من کلی ترسیدم فکر کردم با منه پرسیدم گفتم با من بودی گفت پ ن پ با عمم بودم =))

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم

دیروز رفتم نون بربری گرفتم اومدم خونه بابام گفت نون بربریه؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بیسکویت خانوادست!!!!{-7-}{-7-}{-7-}


به دوستم میگیم بریم دیسکو میگه خوش میگذره شاد هست
گفتم پ نه پ هیئت عزاداریه باید سینه بزنی گریه کنی


به اپراتور اداره ميگم شماره فلاني رو برام بگير ميگه گرفتم وصل كنم ميگم نه په فوت كن قطع كن.


با دوستم رفتیم نمایندگی نایک میگه همه اینایی که اینجاست نایک اصله
گفتم پ نه پ شعبه دوم کوچه مرغیای مولویه.



به استاد میگم کمک کن نیوفتم.میگه چیو نیوفتی؟امتحانو؟نه پ دارم بند بازی می کنم تو هم بیا ژانگولر بازی درار پول در بیاریم دو تایی


سر جلسه امتحان دست گرفتم می گم استاد یه لحظه؟
می گه سوالت در مورد امتحانه؟
نه پ می خواستم ازتون بپرسم اگه ازدواج نکردین هنوز تا امتحان تموم نشده داداشم و بفرستم


رفتم دو تا بچه مو ثبت نام کنم کلاس تابستونه می پرسه فامیلیه پسرت چیه ؟می گم تدین زاده بعد می گه دخترتم همینه فامیلیش؟؟؟ پ ن خواستیم تکراری نباشه فامیل مامانشو گذاشتیم


رفتم باشگاه سوارکاری یارو میگه اومدی اسب سوار شی میگم پـَـَـــ نــه پـَـَـــ اومدم با اسبا قایم موشک بازی کنم


یکی‌ از فامیلامون منو دیده میگه وای دندوناتو ارتو کردی منم عصبی شدم گفتم پ نه پ دندونامو به مدت ۲ سال از آزادی محروم کردم به خاطره همون سیم خاردار کشیدم دور شون

نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 9:53 توسط په نه په| |

Design By : nightSelect.com